دلنوشته رمضان

Untitled-1660

دلنوشته رمضان
ما به میهمانی آمده‌ایم…
شاید یک نسیم گذراست یا یک لحظه ی بی تاب ولی هر چه که هست، به مدت یک گردش ماه، در دل تو مهمان است و همانند مرگ یک شعله، زیبا و صمیمی.ماه رمضان هم از راه رسید و همه آفریده‌های خدا را به ضیافت عشق و عشقبازی با معبود دعوت کرد.سفره‌ای که به وسعت بخشندگی خداست پهن شده و من تو اگه لایق باشیم، دعوت صاحبخانه را لبیک میگوییم و ریزه‌خوار این خان پر نعمت الهی میشویم.میگویند میهمان حبیب خداست و چه لذتی بیش از این که دوست و همنشین خالقت باشی، معبودی که عاشق بنده ‌هایش است و نعمتهای زیادی برایش تمام و کمال سر سفره میاورد.رمضان یک تحولِ ، تحولی از خویش به او ، از منیّت به آدمیت، از بی‌قیدی به مسئولیت، مسئولیت انسان شدن، خدایی شدن، آسمانی شدن، پیدا کردن گمشده‌های درون، گمشده‌هایی که اگر بشناسیم و پیدایشان کنیم واژه ی اشرف مخلوقات را درک کردیم و فهمیدیم.به مرحمت خدا در روزها و شبهای رمضان، وزنه های سربی معصیت و دنیاخواهی که زمین گیرمان کرده و حس پرواز در ملکوت خدا را از ما گرفته باز میشود، ولی مشکل اینجاست که بعضی از ما پرواز کردن را فراموش کرده‌ایم، ولی نباید نا امید بود،چون خودش گفته است هر که هستی و هرچه هستی منم که از مادر بهتان نزدیکترم و مادر هرچه هم که فرزندش اذیتش کند محبتش نسبت به او کم نمیشود…
وقتی در ازل قبول کردیم پا در این دنیای خاکی بگذاریم شاید فکرش را هم نمی‌کردیم که راه را گم کنیم و سرگردان دنیا شویم، ولی خدای رحمان رمضان را به ما داد و از سرگردانی و پریشانی رهایی‌مان بخشید.
و خدایا:
بارالها، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشنده ی بی عوض و منت…
التماس دعا

مشتاقانه منتظر دریافت نظرات شما دوستان عزیز هستیم